ابزار وبلاگ

موفقیت شهرستان بجنورد - شهرستان بجنورد
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

http://mehrangoli64.ParsiBlog.com
 
لینک های مفید
Online User

کسب و کار راه انداختن و رونق دادن به آن کاری سخت و دراز مدت به نظر می رسد. البته مسلما انجام هر کاری سختی های خاص خودش را دارد و به ویژه مرحله شروع از همه سخت تر می نماید، اما تا وقتی می توان نظریه داد و برنامه ریزی کرد، چه باک از سختی کار.

یکی از مهمترین چراغ های راهنمای هر کسب و کاری در آغاز راه می تواند درس گرفتن از شکست های سایرین باشد، بدین معنا که آنچه دیگران تجربه کردند و شکست خوردند را ما عبرت خود قرار دهیم.

نکاتی که می خوانید، چکیده ایست از همه آنچه مدیران موفق روزگاری تجربه شان کرده و شکست خورده اند. و حالا شما این شانس را دارید که با توجه لازم به این نکات کارتان را به شکست نرسانید.
 

1. اجازه ندهید نفستان برای شما تصمیم بگیرد و شما را از انجام کاری که باید آن را انجام دهید، منصرف کند

 

2. آنهایی که کسب و کار موفق دارند، مشتری را آنطور که می خواهند فرض نمی کنند، بلکه خدمات شان را همسو با خواسته مشتری می کنند

 

3. یاد بگیرید که هر فرصتی را ، هرچند که سود آور باشد، به هر قیمتی نپذیرید

 

4. ذهنیت های منفی نسبت به ایده پردازی را از خود دور کنید و ایده جدید را به طور پیش فرض مخرب ندانید

 

5. به شرکت ها و کسب و کارهای دیگر که رقیب شما به شمار می آیند، اجازه ندهید سر از استراتژی های کاری شما درآورند

 

6. از هسته اولیه و اصلی کسب و کار که شما را به سمت پول درآوردن یا پول پارو کردن سوق داد، غافل نشوید

 

7. نوآروی هایی که به ذهنتان می رسد را پیش از عرضه یکبار خودتان امتحان کنید

 

8. مراقب باشید گاهی استراتژی هایی چون کاهش قیمت عاقبتشان ناکجا آباد است

 

9. پیش از اینکه اطمینان حاصل کنید که کارتان را درست انجام می دهید، مطمئن شوید که گام در مسیر درستی گذاشته اید

 

10. اجازه ندهید ظهور تکنولوژی های تازه به جای پیشرفت باعث پسرفت یا درجا زدن کار شما شود

 

11. آگاه باشید که اهداف بیش از اندازه جاه طلبانه یا مدیریت های بیش از حد سختگیرانه باعث انحراف از مسیر اصلی و حتی شکست می شود

 

12. سعی نکنید که همه نوع کاری را انجام دهید، این فقط مشتری شما را گیج می کند

 

13. پرهیز از کلنجار رفتن و مقابله با چالش ها باعث می شود، جایی که نباید تمام آنها به یکباره منفجر شوند

 

14. مثل بچه ها با کارمندان برخورد کردن می تواند نوعی عقبگرد و رفتن در مسیر شکست باشد

 

15. تلاش کنید برندتان را به دیگران نشان دهید، نه خودتان را


[ یکشنبه 91/9/5 ] [ 9:5 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

خوشحال بودن یعنی بدست آوردن یک زندگی و تقسیم آن با دیگران!


 
* برای زندگی کردن دو راه وجود دارد. یکی اینکه گویی هیچ معجزه ای وجود ندارد و دیگری اینکه گویی همه چیز یک معجزه است.

 
* اغلب روابط به سمت شکست می روند. نه بخاطر حضور نداشتن عشق. عشق همیشه حاضر است. تنها مشکل این است که یکی بسیار زیاد دوست داشته شده است و دیگری به اندازه کافی دوست داشته نشده است!

 
* اگر میدانستید که افکارتان چقدر قدرتمند است، هیچگاه حتی برای یک بار دیگر هم منفی فکر نمی کردید!

 
* در یک رابطه بودن به معنای بوسیدن، قرار گذاشتن یا در دسترس بودن نیست. به معنای بودن با کسی است که شما را به گونه ای خوشحال کند که هیچ کس دیگری نتواند! 

 
* زنانی که خود را باور دارند و می دانند که اگر تصمیم بگیرند قادر به انجام هر کاری هستند، دارای یک زیبایی درونی می باشند. در توانایی و عزم یک زن که مسیرش را بدون تسلیم شدن در برابر موانع طی میکند، شکوه و زیبایی وجود دارد. در زنی که اعتماد بنفسش از تجربه ها نشأت میگیرد، و می داند که میتواند به زمین بخورد، خود را بلند کند و ادامه دهد، زیبایی وجود دارد.

 
* اگر کسی همان مقدار عشقی که شما نثارش میکنید، نثارتان نکرد، و به گونه ای رفتار کرد که گویی در اغلب اوقات اهمیتی ندارید، این میتواند نشانه ای بزرگ از این حقیقت باشد که در زندگیتان به وی نیازی ندارید. تنها کسانی که واقعاً در زندگیمان به آنها نیاز داریم، آنهایی هستند که به ما احترام می گذارند و در زندگیشان به اندازه کافی خواهانمانند.

 
* تنها کسانی که در زندگی به انها نیاز دارید کسانی هستند که در زندگیشان به شما نیاز دارند...
.
* یک پسر میداند چیزی را که میخواهد چگونه بدست آورد. یک مرد میداند چیزی را که بدست آورده چگونه نگه دارد.

 
* ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!

 
* هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است.

 
* به خودتان اجازه ندهید توسط این سه چیز تحت کنترل درآیید: گذشته تان، مردم و پول.

 
* ذهن فراموش می کند اما دل همیشه بخاطرش می ماند.

 
* هرگز برای کسی که شما را اذیت می کند گریه نکنید... در عوض لبخند بزنید و به او بگویید، ممنون بخاطر اینکه به من فرصت دادی تا کسی بهتر از تو را پیدا کنم!

 
* زمانی فرا می رسد که مجبور می شوید بگذارید کسی برود و دیگر با او ارتباطی نداشته باشید. اگر کسی شما را در زندگیش بخواهد راهی پیدا میکند تا شما را در آن بگنجاند. باید فراموشش کنید و این حقیقت را بپذیرید که آنگونه که شما دوستش داشتید، او نداشت و بگذارید به آرامی از زندگیتان برود. گاهی اوقات رفتن آسان تر از ماندن است. ما تا قبل از اینکه کسی را فراموش کنیم تصور میکنیم که کار سختی است. اما وقتی فراموش میکنیم به خود می گوییم که چرا زودتر ترکش نکردیم.

 
* همیشه دنبال افرادی که کمترین اهمیت را در زندگی به ما می دهند می دویم. چرا به این کار پایان ندهیم و اطرافمان را نگاه نکنیم تا ببینیم چه کسانی دنبال ما می دوند؟

 
* همه افراد به عنوان یک انسان باید مورد احترام قرار گیرند اما از هیچکس نباید بت ساخته شود.

 
* من...هستم
قدرتمندترین کلمات هستند چرا که هر کلمه ای بین این دو قرار دهید واقعیت شما را شکل می دهد.

 
* وقتی یک خانم به شما می گوید "چی؟" ، به این دلیل نیست که حرف شما را نشنیده است. به شما فرصتی می دهد که گفته خود را اصلاح کنید.

 
* اگر کسی را ترک می کنید لااقل به وی علتش را توضیح دهید؛ چون اینکه ببینید لایق یک توضیح 
ساده هم نبوده اید دردناک تر از خود ترک شدن است.

 
* هر روز ممکن است خوب نباشد...اما چیزی خوب در هر روز وجود دارد!

 
* عشق یک چرخه است:

 
وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید.
وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید.
وقتی متنفر می شوید، سعی می کنید فراموش کنید.
وقتی سعی می کنید فراموش کنید، دل تنگ می شوید.
وقتی دل تنگ می شوید...
در نهایت دوباره عاشق می شوید.

 
* معجزه دوستی

 
معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد،
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید
...و چگونه آغاز می شود ♥
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد
همیشه موهبتی خاص می بخشد،
و شما متوجه می شود که دوستی
ارزشمندترین نعمت خداوند است!

 
* کسانی که زندگی خود را وقف بدست آورن منافع مادی و ثروت کرده اند به شما خواهند گفت که احساس خوشبختی را در اموال خود نمی یابند. خوشبختی هرگز انعکاس ثروتهای مادی یک شخص نیست، بلکه انعکاس ثروتهای معنوی و احساسی او است.

 
خوشبختی انعکاس تعداد روابط دوستانه ای است که هر کس می تواند داشته باشد، انعکاس تعداد افرادی است که در طول زندگی خود توانسته خوشبخت و هدایت کند، و نتیجه قدرشناسی از داشته ها است و نه میزان نارضایتی از نداشته ها. قدردان داشته هایتان در زندگی باشید و تا می توانید در خوشبختی و هدایت دیگران تلاش کنید و زندگیتان را بخاطر آنچه که هم اکنون هست دوست بدارید.
* اغلب ما تمایل داریم فراموش کنیم که خوشبختی در نتیجه بدست آوردن نداشته ها حاصل نمی گردد، بلکه از طریق شناختن و قدرشناسی داشته هایمان بدست می آید.

 
* 6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و ارتباط.

 
*  زیبا بودن فراتر از آن است که چه تعداد پسر را مجذوب تماشای خود کنید، یا چه میزان آرایش داشته باشید. زیبا بودن این است که برای چه زندگی میکنید، و معنای شما چیست. زیبایی، قلب شما است و آنچه که باعث خاص شدن شما میگردد. زیبایی همان خصوصیات کوچکی است که هویت شما را تشکیل می دهد. زیبایی یعنی مبارزه با مشکلات، و زندگی کردن صادقانه در مسیر فکر. زیبایی این است!

 

[ پنج شنبه 91/7/13 ] [ 7:17 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

کوین اوکانر مؤسس دابل‌کلیک این‌جا روی بیزینس‌اینسایدر 10 توصیه‌ی کلیدی خودش را به کارآفرینان جوان ارائه داده است:

1- به‌دنبال یک مسئله‌ی بزرگ بگردید: از مُدهای روز و مسائل کوتاه‌مدت دوری کنید. مسئله‌ی مورد نظر باید در یک بازار بزرگ و بین تعداد زیادی از آدم‌ها مشابه باشد. بعد از کشف مسئله به‌ترین راه‌حل آن‌ را کشف و به بازار عرضه کنید.

2- تفاوت میان مسائل زودگذر و مُدِ روز با روندهای تغییرات بلندمدت درک کنید: روند تغییری است که در آینده دائمی می‌شود. مُدِ روز یک تغییر با سرعت بالا اما بسیار کوتاه مدت است.

3- به‌دنبال شکاف‌ها بگردید: همیشه فضاهای خالی برای نوآوری وجود دارند. فناوری جدید این فضاها را گسترش داده است. به‌یاد بیاورید که فیس‌بوک چه فضایی را پوشش داد؟

4- به‌صورت دائمی دست به نوآوری بزنید: یک ایده‌ی عالی نتیجه‌ی ده‌ها ایده‌ی خوب است. بنابراین به یک محصول جذاب اکتفا نکنید. هنوز مسائل بزرگ بسیاری منتظر حل شدن هستند …

5- محصول را قبل از عرضه آزمایش و صرفه به مقیاس آن را بررسی کنید: محصول باید قبل از عرضه شدن بارها آزمایش شود. ضمنا محصولی که تولید انبوه آن صرف نداشته باشد، به‌تر است کنار گذاشته شود.

6- به ایده‌ی خودتان باور راسخ داشته باشید: تا بتوانید بر نیروی قدرت‌مند بدبینی دیگران و البته خودتان پیروز شوید!

7- بدانید چه زمانی باید تغییر جهت بدهید: به‌عنوان یک کارآفرین، باید آرزوی شکست خوردن داشته باشید. اما زود شکست بخورید تا به‌موقع بفهمید که باید چه ایده‌ای را کنار بگذارید!

8- بر مشتریان‌تان تمرکز کنید نه رقبای‌تان! این کار دو اشکال اساسی دارد: الف ـ باعث می‌شود یک پله از رقبا عقب بیافتید؛ ب ـ تمرکزتان از مسائل واقعا مهم منحرف شود.

9- همواره درباره‌ی روش نابود کردن کسب و کارتان فکر کنید: به‌تر است خودتان نقاط ضعف‌‌تان را کشف کنید تا دیگران کشف‌شان کنند و شما را نابود کنند!

10- بجنبید: صرفا داشتن یک ایده‌ی چندمیلیون دلاری کفایت نمی‌کند. همین الان شروع به کار کنید!


[ چهارشنبه 91/7/12 ] [ 11:34 صبح ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

 




یک روز بوش و اوباما نشسته بودن.
یک نفر میرسه و میپرسه : چیکار دارین می کنین؟ بوش جواب می ده: " داریم نقشه جنگ جهانی سوم رو تنظیم می کنیم. "
یارو می پرسه: "چه اتفاقی قراره بیافته ؟!"
بوش میگه: " قراره ما 140 میلیون مسلمان، و آنجلینا جولی رو بکشیم! "
یارو با تعجب میگه: " آنجلینا جولی !؟! چرا می خواین آنجلینا جولی رو بکشید؟! "
بوش رو می کنه به اوباما و میگه:
" دیدی گفتم ! هیچکس تو دنیا نگران 140 میلیون مسلمان نیست!!!!! "

***


چه تو حرم امام حسین بمبگذاری بشه، چه تو یه دیسکو تو ارمنستان، تعدادی از کشته شده ها ایرانی هستن! مملکته داریم؟

***


وقتی کسی ناراحتت می کنه 42 تا ماهیچه استفاده میشه تا اخم کنی!
اما فقط 4 تا ماهیچه لازمه که دستت رو دراز کنی و بزنی پس کلش

***


موضوع انشاء(سال 1345):در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ دانش آموزان:دکتر-مهندس-معلم-خلبان...
موضوع انشاء(سال 1391):در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ دانش آموزان:شغل آزاد-دیپلمات!!!


***



تو این مملکت فقط یه چیز درست کار میکنه، اونم قلب جنتیه !!

***

 

***


نمی دونم چه حکمتیه، اینا که میرن بدنسازی اصرار دارن که اصلا سردشون نمی شه!!!

***

روایت داریم:
دوست دختر باید لاغر باشه تا در موقع ضروری تو کمد جا بشه!!!!!!



***

هیچ وقت دل یه دختر پاک و معصوم رو نشکن و باهاش بدرفتاری نکن چون:
میره دماغش رو عمل میکنه میاد بعد دیگه محل سگ هم بهت نمیذاره

***

بچه ها بخدا نمی‌خوام از خودم تعریف کنمااا

اما باور کنین تو هر بانکی که پا میذارم , درش خود به خود وا میشه واسم !!!
یه همچین آدم مهمی هستم من !!

***

بابام خیلی مرده . سر ناهار دستم خورد به بطری آب همش ریخت تو غذاش.
هر کی بود یه چک میخوابوند زیرگوش بچه‌ش. ولی بابام نزد.
بشقابشو باهام عوض کرد!

***

تقلید کار میمونه...میمون جزو حیوونه !
مثلا اگه نمیگفتیم میمون جزو حیوونه فکر میکردن جزو حبوباته ؟؟؟
چه اُسکلایی بودیما :))


***

با اینکه خیلی دلم میخواد امسال در میهمانی خدا باشم ولی خوب شرمنده ...یه جا دیگه دعوتیم ...

***

نیمه گمشده من باید یه آدم خیلی ولگردی باشه که تا الان پیداش نشده !
یه همچین آدمی به درد زندگی نمیخوره ! اصلا بره بمیره!



***

یعنی از 100تا فیلم ترسناک هم بدتره ها
.
.
.
.
.
تا حالا شده بری کیسه زباله رو بندازی تو این سطلهای شهرداری؟!!!
بعد همون موقع یه گربه بپره بیرون

***

این‌طور که لیلا فروهر داره پیش میره ربّنای ماه رمضون مال خودش میشه!!

***

مقطع کاردانی مداحی درکشور آماده شد،قراراست اولین دانشگاه مداحی درایران تاسیس شود:لیست دروس ارائه شده:خودزنی درهنگام مداحی، باس وتکنوبادهنِ دی‌جی،مداحی باارگ، پیانووساکسیفون،مداحی بدون میکروفن*دست ول*اصول تبدیل آخرین آهنگ لیدی‌گاگا به مداحی‌های لیدی‌آغا،مصرف دُرست ترامادول بین دونیمه وچرخیدن هلی‌کوپتری ،راه های تهدیدبه تروروقتل،سبک‌شناسی: مداحیِ پاپ،راک،جاز،متال ،هوی‌متال،

***

با بابام رفتیم بیرون بعد تو خیابون ترافیک بود بابام اومد وسطه خیابون دور بزنه یهو از اونور یه ماشین با سرعت اومد توو شکمه ماشین ترمز کرد دستشو گذاشت رو بوووووق....
بابامم هول شد شیشه رو داد پایین کلی فحش داد آخرشم گفت " fu...... me "
یارو زد زیره خنده گفت باشه امشب وقتتو خالی کن بذار واسه من. بابام گفت ایول چه پایه و با جنبه بود :(
منم چون میدونستم اگه به بابام بگم چه سوتی داده با حرفی که یارو زده حتما دعوا میشه بش نگفتم. این راز تا الان تو دلم مونده بود :D

***


***

میخوام بدونم واقعا این چه صیغه ایه ای که تا مسج واست میاد یا از خواب پا میشی با تمام سرعت میپری رو موبایلت که ببینی از کی واست مسج اومده..

اخه 1ی نیست بگه لعنتی تو که نه دوست پسر داری نه دوست دختر چرا اینقدر هول میفتی و جوگیر میشی:D

***

پسر داییم مو کاشته بینیشو عمل کرده بوتاکسم کرده ابرو هاشم که از ابرو زنا نازکتره.فک کنم امروز فردا پروتز هم بکنه.فقط هر کاریش میکنیم سیبیلاشو نمیزنه.میگه مرد باید سیبیل داشته باشه. :D

***

تازه ماهواره اومده بود بابا بزرگم هیچ جور راضی نمیشد ماهواره بگیرن میگفت بی ناموسیه!!! بالاخره دایی با هزار تا خواهش تمنا راضیش کرد ولی بهش گفته بود من پولم رو حروم اینا نمیکنم خودت پولشو بده ،میگفت اون روز که داشتیم راش مینداختیم همینکه دیش رو چرخوندیم اد اومد رو یه صحنه ناجور دیگه اینقد هل شدم نتونستم عوضش کنم خودم رفتم جلو تلویزیون وایسادم،همون موقع بابا بزرگم رفت بیرون از اتاق 10 دقیقه بعد برگشت و یه بسته پول پرت کرد جلو داییم گفت: اینجوری نمیشه هر کی باید تو اتاق خودش یه ماهواره داشته باشه !!!

***

اینایی که با موبایل بهشون زنگ میزنی و یهو قطع میشه وسطش... بعد دوباره زنگ میزنی میبینی اشغاله، میفهمی اون داره تو رو میگیره...بعد یه کم صبر میکنی اون زنگ بزنه هیچ خبری نمیشه،
میفهمی اون زنگ زده دیده اشغاله فهمیده تو داری زنگ میزنی صبر کرده تو زنگ بزنی...

بعد تو دوباره زنگ میزنی میبینی اشغاله...
میفهمی صبرش تموم شده و تصمیم گرفته خودش زنگ بزنه....دوباره صبر میکنی و همین طوری این داستان ادامه داره....
خو لامصب میبینی که من زنگ زدم از اول! قطع شد صبر کن خودم میگیرم چرا رو اعصاب خودت و خودم رژه میری ؟؟


[ چهارشنبه 91/5/11 ] [ 10:26 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]


آرتور اَش ( Arthur Robert Ashe, Jr) (متولد 10 ژوئیه 1943 درگذشته در 6 فوریه1993)، تنیس‌باز برجسته سیاه‌پوست آمریکایی بود. او در ریچموند ایالت ویرجینیا بدنیا آمد و رشد کرد. او در دوران بازی خود سه بار عنوان مسابقات بزرگ جهانی تنیس، مشهور به گرند اسلم، را برد
 

http://www.ivy-style.com/wp-content/uploads/2009/09/arthur-ashe.jpg

   آرتور اش قهرمان افسانه ای تنیس در سال 1983 تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت
این قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خونن
آلوده ای که درجریان عمل جراحی دریافت کرد به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد اواز  سراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت کرد

http://www.newton.k12.ma.us/bigelow/classroom/yerardi/blackhistory05/section1/kennyk/ASHE_Arthur_1975_EL_L.jpg

یکی از طرفدارانش نوشته بود:: چراخدا تورا برای چنین بیماری دردناکی انتخاب کرد؟  
ارتور در پاسخش نوشت :  در دنیا  :
50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند ،
 5میلیون یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند ،
500هزارنفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند ،
50هزارنفر پابه مسابقات ‏می گذارند 5هزارنفر سرشناس می شوند ،
50 نفربه مسابقات ویمبلدون راه پیدامی کنند ،
4 نفربه نیمه نهائی می رسند و 2 نفر به فینال .

 
و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم
هرگز نگفتم خدایا چرا من؟

 
و امروز هم که از این بیماری رنج می کشم هرگز نمی توانم بگویم خدایا چرا من؟
 
 
http://im.in.com/connect/images/profile/b_profile1/Arthur_Ashe_300.jpg

[ چهارشنبه 91/4/28 ] [ 5:15 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

وصیتـی زیبـا و مانـدگار از آلبـرت انیشتیـن

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/78/14.jpg

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش
زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول
زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته
زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید
و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم.
بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب،
چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.

کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.

استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید
و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند
تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و
دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند...


[ چهارشنبه 91/4/28 ] [ 8:47 صبح ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/79/03.jpg

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا، دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…
این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی! باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش، پشیمان نخواهی شد!
سنت که بالا رفت کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده، که خرج کسی نکرده‌ای
و روی هم تلنبار شده‌اند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بکشی‌اش …
شروع می‌کنی به خرج کردنشان ...
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی،
توی رقص اگر پا‌ به ‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند،
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد،
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد.
برای یکی، یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی، یک دلم برایت تنگ می‌شود، خرج می‌کنی.
یک چقدر زیبایی، یک با من می‌مانی؟
بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی، به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها،
به سوء استفاده کردن، به پیری و معرکه‌گیری.
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن ‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند.
غریب است دوست داشتن
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن
وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد
و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.
تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند.
دکتر علی شریعتی.


[ سه شنبه 91/4/27 ] [ 9:41 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]
 
مهربان ، راست گو ، یک رنگ ، صادق ، پاک ، خوب ...
 
این ها معلول جسمی و ذهنی نیستند. این ها واقعا فرشته های پاک روی زمین هستند که پر پرواز ندارند.
 
یادت باشد فرقی نمیکند دختری یا پسر فرق نمیکند او دختر باشد یا پسر
با آنها درست رفتار کن آنها کمی زود رنج هستن
معلول ذهنی

[ دوشنبه 91/4/19 ] [ 7:42 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

 البته کتاب‌ها و توصیه‌های زیادی برای خوب صحبت کردن و خوب سخنرانی کردن وجود دارد؛ این‌قدری هست که آدم سرگیجه می‌گیرد. اما یکی از معروف‌ترین آثاری که در این حوزه چاپ شده، «آیین سخنوری» است.



 این کتاب را یک ایرانی درباره سخنرانی نوشته است. او با ادبیات خاص خودش، کتاب آیین سخنوری را نوشته است که پر از ارائه راهکار و فرمول و اینگونه حرف‌هاست. 40‌پیشنهاد از این کتاب را به زبانی ساده و امروزی، برایتان کنار گذاشته‌ایم تا آن‌ها را مطالعه کرده، صفا کنید و مثل بلبل در صدر هر مجلسی چهچه زده و بدرخشید. این پیشنهاد‌ها، کاملا ایرانی و سفارش یک ایرانی است. این پیشنهاد‌ها، برای سخنور شدن است. شما در هر جایی که باید برای بیش از 3-2 نفر صحبت کنید، سخنور محسوب می‌شوید. از کجا معلوم، شاید سال‌ها بعد، یک سخنران حرفه‌ای هم از آب در آمدید. نکاتی که باید بیاموزید:

1. زیاد تمرین سخنرانی کنید. فن سخن گفتن را هم خوب یاد بگیرید.

2. شاید حافظه‌تان خوب نباشد اما لازم است که برای خوب سخن گفتن، حافظه خوبی داشته باشید و چیزهای زیادی را حفظ کرده باشید تا بتوانید از آن‌ها در جمله‌هایتان به‌کار ببرید. شعر زیاد حفظ کنید، جمله‌های آموزنده و....

3. از چی دارید حرف می‌زنید؟ لطفا بی‌گدار به آب نزنید و درباره چیزی که نمی‌دانید یا کم می‌دانید، صحبت نکنید.

4. واجب‌تر از همه، این است که کمی روان‌شناسی بلد باشید و بدانید چطوری می‌شود در مردم شور برانگیخت.

5. از انتقاد نترسید. اصلا دربه‌در دنبال کسی باشید که از شما انتقاد کند. همین‌طور زل بزنید توی چشم‌هایش تا از شما انتقاد کند و شما هم بروید و این مشکلات را رفع کنید.

6. خوب مطالعه کنید و از همه چیز اطلاعاتی به دست بیاورید تا این مطالعه، خودش را در حرف‌های شما نشان بدهد.

7. طوری تمرین کنید که قاعده‌های خوب حرف زدن برای شما تبدیل به عادت شود؛ درست مثل اینکه دارید راه می‌روید و نفس می‌کشید. نه اینکه همین‌طوری یاد بگیرید و هر وقت خواستید صحبت کنید و به زور آن را اجرا کنید؛ مطمئن باشید کار را خراب می‌کنید.

8. یادتان باشد شما باید اطرافیانتان را سرگرم کنید تا از حرف‌هایتان لذت ببرند. درست است که هدفی دارید اما باید اول سرگرم‌ و پر نشاطشان کنید، تا در دل آن‌ها به هدفتان برسید.

9. لازم نیست ادای کسی را که دارد خوب حرف می‌زند، در بیاورید. روش منحصربه‌فرد خودتان را عشق است.

10. اگر حدس می‌زنید که قرار است جایی حرف بزنید، باید خوش تیپ باشید پس به‌خودتان رسیدگی لازم را بکنید.

11. خواهشا حوصله مخاطبان را سر نبرده و بعضی‌اوقات‌ چشمتان را به ساعت و زمان هم بیندازید.

12. نیاز به خیلی بلند صحبت کردن و داد کشیدن و سریع حرف زدن نیست. آرام و کنترل‌شده حرف بزنید.

13. به همه مخاطبانتان نگاه کنید؛ نه به یکی‌ از آن‌ها. طوری نگاه کنید که انگار دارید با تک‌تکشان ارتباط برقرار می‌کنید.



 14. قلمبه‌سلمبه حرف نزنید، جمله‌های طولانی به کار نبرید و شروع و پایانتان را بهتر تهیه کنید تا موثر‌تر باشد.

15. اگر می‌خواهید حرف‌هایتان مهیج و موثر باشد، باید دلی حرف بزنید؛ یعنی حرفتان، واقعا حرف دلتان باشد.

 16. زیاد زبان‌بازی نکنید؛ ساده حرف بزنید. اگر زیاد زبان‌بازی کنید، درست مثل دکتری می‌مانید که سر تخت یک‌بیمار رو به مرگ رفته باشد و شروع کند به ادبی حرف زدن؛ آن هم به‌مدت طولانی.

 17. سعی کنید هوشتان بالا برود تا بتوانید به راحتی هرچه تمام‌تر، همه چیز را درک کرده و به‌‌ همان روشنی به دیگران منتقل کنید؛ مثل آب خوردن و به شفافی شیشه و کریستال.

 18. سعی کنید درباره چیزهایی حرف بزنید که برای مردم خوشایند است یا حرف‌هایتان را یک جورهایی به این ربط دهید. اما چی برای مردم خوشایند است؟ من یکی که می‌گویم ثروت، شهرت، شرافت و آبرو، لذت‌های مختلف، امور ذوقی و چیزهایی که به احساسات مربوط است و...

 19. درکل یادتان باشد که حرف زدن از چیزهایی که جان دارند و حرکت می‌کنند، بهتر از چیزهایی است که جان ندارند و بی‌حرکت هستند.

 20. حرف زدن از چیزهایی که مردم می‌بینند و واقعی است، بیشتر جواب می‌دهد تا حرف زدن از چیزهایی که باید فکر کنند تا به آن برسند.

 21. مثل‌ها، روایت‌ها، داستان‌ها، ماجرا‌ها و خوب تعریف کردنشان، می‌تواند حرف‌های شما را دلنشین کند.

 22. رمان‌نویسان و شاعران، به آن می‌گویند توصیف. هرچقدر توصیف شما دقیق‌تر و بهتر باشد، اثر بیشتری هم می‌گذارد. خوب تصویرسازی کرده، خوب توصیف کنید.

 23. با قرار دادن یکی از این دو، می‌توانید مخاطبتان را به هیجان بیاورید و قانعش کنید؛ یا حس عدالت طلبی، شرافت و جوانمردیشان را تحریک کنید، یا حس هم‌چشمی، خودپسندی، حس رقابت و... آن‌ها را. مطمئن باشید جواب می‌دهد.

 24. اگر به‌اصطلاح می‌خواهید در مخاطبان خودتان، شور و هیجان ایجاد کنید، دیگر این ‌کار نیاز به لفاظی و ادیبانه حرف زدن ندارد. این مادرهای بچه از دست داده را دیده‌اید که چطور جانگداز حرف می‌زنند؟ دلشان سوخته و این‌طوری حرف می‌زنند و بین حرف‌هایشان هم هیچ اثری از ادبیات و تصنع و این مسخره‌بازی‌ها نیست.

 25. لطفا الکی ادای کسانی را که با حرارت و هیجان حرف می‌زنند، درنیاورید؛ چون حسابی یخ خواهید کرد.

26. تا خودتان شوری نداشته باشید، نمی‌توانید در هیچ کسی شوری ایجاد کنید. دل به دل راه دارد و در نتیجه، باید حتما در ‌دل شما شور وجود داشته باشد تا بتوانید شور ایجاد کنید.

 27. حتما لازم است که خونسرد باشید، خودتان را نبازید، الکی قافیه را نبازید، در ضمن لازم است که بسیار حاضر جواب بوده و حضور ذهن بالایی هم داشته باشید. البته یکی از بزرگان گفته سخن گفتن جلوی جمع، اصلا خودش به‌طور خودبه‌خود حضور ذهن هم می‌آورد. 

منبع: تپش


[ جمعه 91/4/16 ] [ 1:56 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

شاید این تست برای شما تکراری باشد , اما ارزش دوباره امتحان کردنش را دارد ..

تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آسانی سوالات شما را گول نزند !!!)

1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم
 چند ساعت خوابیده بودم؟

4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد
 اول کدامیک را روشن میکنید؟

7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟


ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد . . .
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
پاسخ تست ها
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید)
3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس ب اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است
4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)
5- او 9 گوسفند خواهد داشت
6- کبریت
7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد
8- همان2 سیب
9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)
10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)


[ پنج شنبه 91/3/11 ] [ 11:19 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

<

شهدا شرمنده ایم شهرستان بجنورد

کانون منجی

هئیت حسین جان

آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 242
بازدید دیروز: 335
کل بازدیدها: 2146510
Flag Counter