ابزار وبلاگ

مراسمات ادیان - شهرستان بجنورد
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

http://mehrangoli64.ParsiBlog.com
 
لینک های مفید
Online User

رفتار عجیب یک یهودی افراطی در هواپیما !+ عکس 

 

اوایل صبح پنجشنبه پیش، مردی که خود را با یک روکش پلاستیکی بزرگ پیچیده بود در بورد پرواز هواپیمایی «ال آل» توجه همگان را به خود جلب کرد.

 

به گزارش شفاف، تصویر او که از داخل هواپیما گرفته شده است، هفته گذشته بحث‌های بسیاری را در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جهان برانگیخته است.

 

به گفته رسانه‌های انگلیسی زبان؛ این فرد به خاطر اعتقادات خود دست به این اقدام زده است. این فرد بر اساس حکم خاخام یوسف شالوم ایلیاشیو مبنی بر اینکه نباید از کنار یا بالای قبرستان عبور کند، چرا که نجس می‌شود و اینکه نشستن در کنار زنان موجب نا‌پاکی می‌‌شود و… دست به این اقدام زده است. او از شرکت هواپیمایی مزبور درخواست کرده که صندلی او کنار هیچ زنی نباشد و برای او هیچ فیلمی هم پخش نکنند. شرکت هواپیمایی هم درخواست‌های او را برای انجام این سفر پذیرفته است.

شرکت هواپیمایی مزبور گفته است؛ تقاضای پرواز به این شکل از ماه‌های اخیر رو به افزایش گذاشته است و ما برای راحتی مسافران خود تن به این کار داده‌ایم. هر چند که ملاحظات ایمنی پرواز برای مسافران به آنها اجازه نمی‌دهد در حالی که در کیسه‌های پلاستیکی مهر و موم شده‌اند، پرواز کنند. با این وجود ما برای راحتی و آرامش مسافران خود از هیچ کاری دریغ نمی‌کنیم. از نظر ما، این نوع پوشش یک نوع لباس مذهبی برای سفر با هواپیمای ما خواهد بود و هیچ مانعی هم برای آن وجود ندارد. این گفته‌ها در حالی است که در سال 2002 بین فردی که پوشش کامل پلاستیکی داشته با خدمه هواپیمای مزبور به دلیل ممنوع بودن این پوشش، درگیری شدید بوجود آمده که منجر به دخالت خلبان هواپیما شد


[ پنج شنبه 92/5/31 ] [ 6:3 صبح ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

ادعای بر حق بودن وهابیت، موجب مورد تمسخر قرار گرفتن این فرقه توسط کاربران شده به ویژه اینکه انتشار این گونه اسناد و تصاویر، بر باطل بودن وهابیون و سلفی ها مهر تأیید می زند.

به گزارش شیعه آنلاین، هر از چند گاهی با انتشار خبری درباره رسوایی اخلاقی یکی از وهابیون و سلفی ها، بخش دیگری از چهره واقعی و پلید این فرقه انحرافی نمایان می شود.

در جدید ترین خبر منتشر شده در این باره، کیلیپ رقصیدن یک شیخ سلفی در یک رقاص خانه در کنار یک زن رقاصه، موج جدیدی از اعتراضات و انتقادات به فرقه ضاله وهابیت را به دنبال داشته است.

گفتنی است این کیلیپ که با سرعت بسیار زیاد و بطور گسترده در فضای مجازی به ویژه صفحات شخصی کاربران جهان عرب منتشر شده، یک شیخ سلفی ناشناس را نشان می دهد که با ریش بسیار بلند در حال رقصیدن در کنار یک زن رقاصه است.

ادعای بر حق بودن وهابیت، موجب مورد تمسخر قرار گرفتن این فرقه توسط کاربران شده به ویژه اینکه انتشار این گونه اسناد و تصاویر، بر باطل بودن وهابیون و سلفی ها مهر تأیید می زند.

وهابیت

اخرین نیوز


[ پنج شنبه 92/3/9 ] [ 12:1 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]
وضو
بسم الله الرحمن الرحیم

آیه وضو نازل شد تا چگونگی وضو و تیمم را به امت بیاموزد . مخاطبان آن همه مسلمانان در طول قرون تا روز قیامت اند . چنین آیه ای باید کاملاً روشن باشد تا همه ، دور و نزدیک و صحابی و غیرصحابی از آن بهره ببرند . پس از دو جهت باید آیه بررسی شود :

اول : چگونگی شستن دست ها که باید از بالا به پایین شست یا به عکس ؟

دوم : حکم پاها، از نظر مسح کشیدن یا شستن .

ابتدا به بحث در مورد اول می پردازیم .

خداوند می فرماید :

( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ )1

« ای کسانی که ایمان آورده اید ، هرگاه به نماز ایستادید ، صورت ها و دست هایتان را تا آرنج بشویید » .

فقها در کیفیت شستن دست ها اختلاف نظر دارند ، پیشوایان اهل بیت ( علیهم السلام ) و پیروانشان معتقدند دست ها از آرنج تا نوک انگشتان شسته شود و سنت همین است . دلیلشان نیز ظاهر آیه است که به نظر عرفی همین به ذهن می آید چون در موارد مشابه این گونه ترکیب ، شروع از بالا به پایین است . مثلاً اگر پزشک به بیمار بگوید : پایت را تا زانو با آب سرد بشوی ، بیمار آنچه را در عرف رایج است انجام می دهد ، یعنی شستن از بالا به پایین ، یا وقتی صاحب خانه به رنگ‌کار می گوید : دیوارهای این اتاق را تا سقف رنگ آمیزی کن ، آنچه در عرف معمول است انجام می شود ، یعنی رنگ کردن دیوارها از بالا به پایین و هرگز به ذهن رنگ کار یا بیمار این نمی آید که صاحب خانه و پزشک که گفته « تا » ، مقصودش بیانِ آخرِ محلّ رنگ زدن یا شستن است ، بلکه از کلمه « تا » می فهمد که صرفاً محدوده موردنظر را در رنگ زدن و شستن تعیین کرده است.

در آیه وضو نیز وقتی آیه می گوید دست ها را تا مرفق بشویید ، بیان محدوده شستن موردنظر است نه چگونگی آن . و این را به نظر معمول عرف واگذاشته و در عرف هم بدون تردید ، آنچه راحت تر است ، شستن از بالا به پایین است .

أئمه اهل بیت ( علیهم السلام ) ، وضوی پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) را اینگونه نقل کرده اند :

به نقل شیخ طوسی از بکیر و زراره ، این دو از امام باقر ( علیه السلام ) درباره وضوی پیامبرخدا ( صلّی الله علیه وآله ) سؤال کردند . حضرت طشت یا ظرف آبی طلبید ، کف دو دست را شست ، دست خود را در آب فرو برد و با مشت آبی صورت خود را شست و با دست چپ کمک گرفت بر شستن صورت .

سپس کف دست چپ را در ظرف آب فرو برده ، آب برداشت و دست راستش را از آرنج تا انگشتان شست ، به نحوی که آب به طرف آرنج ها برنگردد . بعد کف دست راست را پر از آب کرد و بر دست چپ ریخت و از آرنج تا کف دست شست به نحوی که آب به طرف آرنج برنگردد ، مثل دستِ راست . سپس با همان آبی که در دست ها بود ، سر و پاها را تا برآمدگی روی پا مسح کشید ، بدون آنکه آب تازه ای بریزد.2

وضو و مسح پاها یا شستن آنها ؟

در آیه وضو نیز وقتـی آیـه می گویـد دست هـا را تـا مـرفق بشویید ، بیان محدوده شستن موردنظـر است نه چگونگـی آن . و این را به نظر معمول عرف واگذاشته و در عرف هم بدون تردید ، آنچه راحت تر است ، شستن از بالا به پایین است

اما جنبه دوم بحث :

خداوند سبحان می فرماید :

( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَإِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَر أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ مِنْهُ ما یُرِیدُ اللهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَج وَلکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ )3 ؛

« . . . ای کسانی که ایمان آورده اید ، چون به نماز ایستادید ، صورت ها و دست هایتان را تا آرنج ها بشویید و سر و پاهایتان را تا برآمدگی پاها مسح کنید و اگر جنب بودید ، طهارت بجویید

و اگر بیمار یا در سفر بودید یا یکی از شما از تخلّی آمد ، یا زنان را لمس ( آمیزش ) کردید و آب نیافتید با زمین پاک تیمم کنید پس چهره ها و دست هایتان را از آن مسح کنید ، خداوند نمی خواهد بر شما سختی قرار دهد ، بلکه می خواهد شما را یاری کند و نعمتش را بر شما کامل سازد ، باشد که سپاس گویید » .

این آیه ، یکی از آیات الأحکام است که احکام شرعی عملی از آنها استنباط می شود . اینگونه آیات ، هم تعبیرات روشنی دارد ، هم دلالتی گویا ، چون مخاطب این آیات ، توده های مؤمنی هستند که می خواهند رفتار خود را با آیات منطبق سازند .

وقتی انسان به این گونه آیات که عهده دار بیان وظیفه مسلمان است می نگرد ، مثل وظیفه نمازهای پنجگانه ، آنها را روشن ، استوار ، بی ابهام و گویا می یابد که خطابش به همه مؤمنان است و وظیفه آنان را هنگام نماز خواندن ترسیم می کند .

حضرت جبرئیل ، این آیه را بر قلب پیامبر اعظم ( صلّی الله علیه وآله ) فرود آورد ، آن حضرت هم آن را بر مؤمنان خواند ، آنان هم تکلیف خود را در برابر آن به روشنی و بدون تردید و ابهام دریافتند و پیچیدگی در دورانی به آیه راه یافت که تضارب آراء و پیدایش اجتهادها پیش آمد .

سبب اختلاف چیست ؟

اگر آغاز اختلاف به زمان خلیفه سوم بر می گردد ، سؤال این است که پس از گذشت نزدیک بیست سال از وفات پیامبر ، چه عاملی سبب این اختلاف شد ؟ در پاسخ باید گفت ، چند جهت و احتمال وجود دارد :

1ـ اختلاف قرائت

بعضی « و ارجُلِکُم » را با اعرابِ جرّ خوانده اند که عطف به « رؤوس » باشد و مقتضای آن وجوب مسح پاهاست . بعضی با فتحه لام خوانده اند که عطف به « وجوهَکم » باشد که مسلتزم شستن آنهاست . این وجه درست نیست . یک عرب زبان اگر بدون پیشداوری و سابقه ذهنی آیه را بخواند ، « ارجُل » را عطف به « رؤوس » می داند ، چه به فتحه بخواند چه به کسره و اصلاً عطف به « وجوه » به ذهنش خطور نمی کند تا منشأ اختلاف باشد .

اگر این آیه را به یک عرب زبان دور از این فضاهای فقهی و اختلافات مسلمین در کیفیت وضو عرضه کنیم و از او بخواهیم آنچه را می فهمد بازگو کند ، به روشنی خواهد گفت : آیه دو جمله دارد که در آنها دو حکم به صراحت بیان شده است : یکی شستن صورت و دست ها تا آرنج ، دیگری مسح سر و پاها . یعنی حکم صورت و دست یکی است و حکم سر و پاها هم یکی و تفکیک حکم سر از پاها نه تنها محتمل نیست ، بلکه خلاف ظاهر آیه است .

2ـ تمسّک به روایاتِ نسخ شده شستن

از تعدادی روایات بر می آید که شستن پاها سنتی بوده که پیامبر خدا ( صلّی الله علیه وآله ) مدتی از عمر شریفش به آن دستور داده بود و پس از نزول سوره مائده که در آن آیه وضو و دستور مسح پاها به جای شستن آمده است ، پس از مدتّی بعضی از کسانی که ناسخ را از منسوخ نمی شناختند به آیه منسوخ عمل کردند و اختلاف پدید آوردند ، غافل از آنکه در این مورد باید به قرآن و به آیه ای که ناسخ سنت است عمل کند .

ابن جریر از انس نقل کرده است : قرآن بر مسح نازل شده و سنت بر ستن.4 مقصود او از سنت ، عمل پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) پیش از نزول قرآن است و روشن است که قرآن ، حاکم و ناسخ است . ابن عباس نیز گفته است : مردم به شستن عمل می کنند ، ولی من در کتاب خدا جز مسح نمی یابم .5 اینگونه می توان میان آنچه از عمل پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) نقل شده یعنی شستن و ظاهر آیه ای که مسح را می گوید جمع کرد و گفت که شستن پیش از نزول آیه بوده است.

از تعدادی روایات بر می آید که شستن پاها سنتی بوده که پیامبر خدا ( صلّی الله علیه وآله ) مدتی از عمر شریفش به آن دستور داده بود و پس از نزول سوره مائده که در آن آیـه وضو و دستـور مسح پاها بـه جای شستن آمده است ، پس از مدتّی بعضی از کسانی که ناسخ را از منسوخ نمـی شناختند به آیه منسوخ عمل کردند و اختلاف پدید آوردند ، غافل از آنکه در این مورد باید به قرآن و به آیه ای که ناسخ سنت است عمل کند

3ـ اشاعه شستن از طرف حکومت

حاکمان اصرار بر شستن پاها به جای مسح داشتند و مردم را به آن وادار می کردند ، چرا که زیر پاها کثیف بود و بخش عمده ای از مردم پابرهنه بودند ، به نظرشان بهتر این آمد که به جای مسح ، پاها را بشویند . این نکته در برخی نقل ها آمده است ، از جمله :

1ـ ابن جریر از حمید نقل می کند ما نزد موسی بن انس بودیم که گفت : ای اباحمزه ! روزی در اهواز همراه حجاج بودیم ، خطبه خواند و یاد از وضو کرد و گفت : صورت ها ودست هایتان را بشویید و سرها و پاها را مسح کنید ، از آدمیزاد ، هیچ جایش همچون کف پا آلوده نیست ، زیر و روی پا و پشتِ آن را بشویید .

انس گفت : خدا راست گفت و حجاج دروغ گفت ، خداوند می فرماید : سرها و پاهایتان را مسح کنید ، انس هرگاه پاهایش را مسح می کشید ، آنها را مرطوب می کرد.6

2ـ از جمله آنچه دلالت می کند که تبلیغات رسمی از شستن پشتیبانی می کرد و معتقدان به مسح را مؤاخذه می کرد ، روایت احمد بن حنبل از ابی مالک اشعری است که وی به قوم خود گفت : جمع شوید تا مثل پیامبر برای شما نماز بخوانم . چون گرد آمدند ، گفت : آیا میان شما غریبه هست ؟ گفتند : نه ، تنها خواهرزاده ما هست . گفت : خواهرزاده خودی است . پس ظرفی طلبید که در آن آب بود . وضو گرفت ، مضمضه و استنشاق کرد و صورت خود را سه بار شست ، سه بار هم دست خود را شست ، به سر و روی پاهایش مسح کشید ، سپس نماز خواند.7

این سه وجه برای توجیه شستن به جای مسح وجود دارد ، با آنکه قرآن بر مسح دلالت می کند و مسح به نظر نزدیک تر می آید ، سپس وجه سوم .

پس وقتی روشن شد که مدلول آیه ، کدام یک از شستن و مسح است ، نیازی به چیز دیگر نیست . نظر موافق ، با مضمون آیه تأیید می شود و مخالف باید فکری کند و راهی بجوید ، بهتر آن است که بگوید آیه نسخ شده است .

 

نوشته: استاد جعفر سبحانی


[ شنبه 91/11/7 ] [ 8:42 صبح ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

در اقدامی عجیب مردم پاکستان تلویزیون هایشان را به آتش کشاندند.

 

مراسم سوزاندن تلویزیون در پاکستان

مراسم سوزاندن تلویزیون در پاکستان


[ چهارشنبه 91/10/6 ] [ 9:23 صبح ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

نماز جماعت و ثوابی بیشتر




بعضی از مستحبات نماز جماعت به این قرار می باشد که:

1. اگر مأموم یک مرد باشد، مستحب است طرف راست امام بایستد و اگر یک زن باشد مستحب است در طرف راست امام طوری بایستد که جای سجده اش مساوی زانو یا قدم امام باشد.

2. مستحب است مأموم نزدیک به امام بایستد.

3. مستحب است مأموم جانب راست صف ها بایستد که برتر از طرف چپ است.

4. مستحب است بعد از گفتن قَد قامَتِ الصلوةُ مأمومین برخیزند.

5. مستحب است امام جماعت حال مأمومی را که از دیگران ضعیف تر است رعایت کند و عجله نکند تا افراد ضعیف تر به او برسند و نیز مستحب است قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد مگر بداند همه کسانی که به او اقتدا کرده اند مایلند.

6. مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایی که بلند می خواند صدای خود را به قدری بلند کند که دیگران بشنوند؛ ولی باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند.

7. مستحب است مأموم در پایان خواندن حمد توسط امام بگوید:الحمدلله رب العالمین.

8. اگر امام در رکوع بفهمد کسی تازه رسیده و می خواهد اقتدا کند، مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد برخیزد، اگر چه بفهمد کس دیگری هم برای اقتدا وارد شده است.

منبع: احکام عمومی، ج1، ص337-338


[ یکشنبه 91/10/3 ] [ 11:5 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

دلیل سجده کردن شیعیان بر مهر چیست؟


 


 

نماز در مکتب انسان ساز اسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و هیچ عملی از اعمال دینی و افعال عبادی با آن قابل مقایسه نمی‌باشد و اگر خواسته باشیم تعالیم و دستورهای دین را درجه‌بندی و مراتبشان را مشخص نماییم، نماز در بالاترین درجه و مرتبه‌ تعالیم دینی قرار دارد و از چنان ارزشی برخوردار است که سایر ارزش‌های دینی در عرض آن قرار نمی‌گیرند و در دستورات نماز، سجده از ارکان آن و از لحاظ رفتاری زیباترین حالت بنده در برابر خداست.

شیعیان سجده بر زمین و آن چه از آن میروید را به شرط آن که خوراکی و پوشاکی نباشد جایز میدانند.اما غیر شیعه سجده بر همه چیز را روا دانسته و شیعیان را به بت پرستی متهم میکنند. افراطیهای از غیر شیعه می‌گویند: سجده بر خاک نه تنها مستحب و یا واجب نیست بلکه حرام است و هر کس از روی عمد مرتکب آن شود مشرک است.

دلیل ما برای سجده کردن بر مهر آن است که :
اولا، شیعه و سنی به اتفاق، این روایت را نقل کرده اند که حضرت رسول اکرم (ص) چنین فرمودند: جعلت لی الأرض مسجدا و طهورا : زمین برای من سجده گاه و از عوامل طهارت قرار داده شده است با این حدیث اصل جواز سجده بر زمین اثبات میشود. ثانیا، آن که پیامبر (ص) جز بر زمین یا حصیر و آن چه که مثل آن از زمین می روید سجده نکردند، که این مطلب در روایت اهل تسنن نیز آمده است: کان لا یسجد الا علی الارض.

همان طور که حضرت امام صادق (ع) نیز فرموده اند :
جز بر زمین یا آن چه که از زمین میروید سجده نکن

پس سجده بر مهر ، تعظیم خاک نیست بلکه سر ساییدن به خاک ، کرنش در مقابل خداوند است و مهر نیز وسیله ای است جهت تسهیل و عبادت در هر مکان.

همه مسلمانان می‌گویند: سجده بر زمین و خاک آن صحیح است، بلکه برتر آن است که سجده بر خاک باشد چرا که احادیث فراوان نبوی این برتری را گوشزد فرموده است، و چون نیک بنگریم و سجده را در بوته اندیشه قرار دهیم خواهیم یافت که
اوج افتادگی سجده است و غایت بندگی سر بر خاک گذاشتن


[ یکشنبه 91/10/3 ] [ 10:32 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]



علاوه بر آیات و روایات امروزه از نظر علمى نیز مضرات مصرف مواد الکلى به اثبات رسیده است. دانشمندان به این واقعیت اعتراف داشته ‏اند که از جمله آثار زیان بخش شراب، پیامد سویى است که روى مغز و عقل مى‏ گذارد و آن را از کار مى‏ اندازد. روشن است که با از بین رفتن عقل، پرده شرم و حیا دریده مى ‏شود. در نتیجه میدان به دست غرایز حیوانى مى ‏افتد. انسان به صورت حیوانى وحشى و لجام گسیخته درمى ‏آید.

نوشابه‏‌هاى الکلى پس از استفاده سریعاً جذب خون مى ‏شود . خون در مسیر خود مغز را بى نصیب نمى ‏گذارد، در نتیجه عمل سلسله اعصاب رو به ضعف مى ‏رود و خویشتن دارى که ارادى و منشأ شرم و حیا در انسان و مانع از بروز کارهاى زشت است، از دست مى ‏رود.

همانطور که امام رضا علیه السلام فرمودند:
خدا شراب را بدان جهت حرام کرد که مایه فساد و بازداشتن عقل از درک حقایق و از بین بردن شرم و حیا است.

مشروبات الکلى به پنج دلیل از محرمات شمرده مى شود:

دلیل اول - کتاب (قرآن)

در قرآن کریم آیات فراوانى وجود دارد که حرمت مشروبات الکلى را به زبان کنایه و یا موردى بیان مى کند، ولى ما به صریح ترین آنها مى پردازیم:

1ـ ?ان?`ما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون؛
(مائده (5) آیه 90)
تحقیقاً شراب و انواع قمار و بت پرستى و یا سنگ هایى که براى قربانى نصب شده و چوبه هاى قرعه (براى کشف امور غیبى)، پلیدى از کارهاى شیطان است، از آن دورى گزینید، شاید رستگار شوید.?

2ـ ?انما یرید الش?`یطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فى الخمر و المیسر...؛
(مائده (5) آیه 91)
شیطان مى خواهد کینه توزى و دشمنى را از طریق شراب و قمار در میان شما بیفکند و تضادهاى داخلى را تشدید نماید و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد، آیا باز هم دست از آن بر نمى دارید.?

3ـ ?یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛
(بقره (2) آیه 219)
تو را از شراب و قمار مى پرسند، بگو: در آن دو گناهى بزرگ است و سودهایى براى مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است.?

دلیل دوم - احادیث نبوى و علوى (سنت)

در مجامع شیعه و سنى، این حدیث معروف است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ده گروه را لعنت کرده است که به گونه مستقیم یا غیر مستقیم در شراب سازى دخالت دارند:
1 - کسى که درخت انگور را به نیت شراب غرس کند؛ 2 - آن که بدین قصد از درخت تاک پاسدارى نماید؛ 3 - خریدار مشروبات؛ 4 - فروشنده آن؛ 5 - کسى که مى نوشد؛ 6 - کاسبى که از شراب فروشى پولى به دست مى آورد؛ 7 - فشار دهنده انگور به انگیزه ساختن شراب؛ 8 - افرادى که مشروبات را حمل و نقل مى کنند؛ 9 - تحویل گیرنده آن؛ 10 - ساقى یا کسى که شراب براى دیگرى مى برد.
( فروع کافى، چاپ جدید، ج 6، ص 430 ? 429)

در اسلام هیچ گناهى تا این حد نکوهیده نشده است.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت على (علیه السلام) فرمود:
?اگر همه گناهان را در خانه اى جمع کنند، کلید آن شراب است.?
( وسائل الشیعه، ج 17، ص 271)

امام على (علیه السلام) مى فرماید:
?خداوند شراب و مى گسارى را براى سلامت عقل حرام کرده است.?
( نهج البلاغه، حکمت 252)

امام صادق (علیه السلام) نیز فرمود:
?اگر کسى دخترش را به شراب خوار بدهد مانند این است که او را در آتش انداخته است.?
(وسائل الشیعه، ج 17، ص 249)

دلیل سوم - عقل

برخى از عقلاى جهان به خصوص پزشکان متعهد بر اساس موازین عقلى و علمى و بلکه مشاهدات حسى معتقدند الکلِ مسکِر انسان را از حالت عادى خارج مى سازد و براى مدت زمانى او را در مستى و بى خبرى نگه مى دارد و در این حالت هرگونه عمل خطرناک و یا شرم آورى از وى امکان صدور مى یابد.

دلیل چهارم - اجماع

به اجماع فقهاى شیعه و سنى، شراب، نجس و حرمت آن محرز است. اکثر عالمان دینى مشروبات را حتى به نام دارو نیز تجویز نمى کنند، چرا که خداوند متعال شفایى در حرام قرار نداده است. تمام فقیهان اسلامى براى شراب خوار اجراى حد شرعى (هشتاد ضربه شلاق) را واجب نموده اند.

دلیل پنجم - علوم طبیعى (علم پزشکى)

(منظور از علوم طبیعى، استنتاجاتى است که متفکران از آن دارند. هنگامى که علم خطرات و مضرات شراب را کشف مى کند، عقل حرمت آن را اعلام مى دارد.)

از نظر علم پزشکى نیز حرمت شراب، محرز است، زیرا کتاب هاى متعددى درباره زیان هاى آن از سوى پزشکان دل سوز نوشته شده است.

 


[ یکشنبه 91/10/3 ] [ 10:31 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]

بدترین مردم از نگاه پیامبر اکرم (ص) چه کسانی هستند؟

 



رسول خدا(ص) به اصحاب خویش فرمود:
آیا به شما خبری بدهم که بدترین شما کیست؟
گفتند: آری ای رسول خدا.

فرمود:
سخن چینان؛ آنان که میان دوستان تفرقه ایجاد می کنند و آنان که برای افراد بی گناه در پی عیب اند.

دو به هم زنی کار سخن چینان است و الفت آفرینی شیوه صالحان.
کسانی هنرشان ایجاد صفا و محبت و آشتی است، دلها را به هم نزدیک می کنند و اختلافها را از بین می برند. درود بر آنان.

کسانی هم هنرشان ?تفرقه آفرینی? است که البته هیچ هنر نیست، بلکه بی هنری است؛ چون به راحتی می توان دو نفر را به جان هم انداخت و دو دل را از هم جدا ساخت و دو گروه را نسبت به هم بدبین کرد.

آنان که وجودشان بذر فتنه و خلاف می افشاند و با سخن چینی رابطه ها را به جدایی تبدیل می کنند و دوستان را دشمن هم می سازند و با تهمت زدن و عیب جویی، صلح و صفا را از میان مردم می برند، از نگاه حضرت رسول صل?`ی الله علیه و آله و سل?`م ?بدترین مردم? می باشند.

منبع: حکمتهای نبوی، ص 33.

 

 

 


[ پنج شنبه 91/9/23 ] [ 5:14 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]
1) چرا عید غدیر افضل اعیاد است؟
2) چرا غدیر مهمترین مأموریت پیامبر (ص) لقب گرفته است؟
3) نقش غدیر در زندگی امروز ما چیست؟
4) چرا ابلاغ ولایت علی (ع) هم ارز با ابلاغ دین است؟
5) آیا غدیر صرفا یک واقعه تاریخی است؟
6) چطور ممکن است واقعه عظیم غدیر، پس از 70 روز فراموش شود؟
 7) امام صادق (ع): هُوَ عیدُ اللهِ الأکبَر
8) امام صادق (ع): إنَّ یَومَ الغدیرِ فِی السَّماءِ أشهرُ مِنهُ فِی الأرضِ
9) امام صادق (ع): یومُ الغَدیر بَینَ الفِطرِ وَ الأضحی وَ یوم الجُمُعَه کَالقَمَرِ بَینَ الکَواکِب
غدیر در پس قدر سقیفه مظلوم است / هنوز دست علی بر فراز معلوم است
چگونه منکر آن می‌شوند در عجبم/ پیام حضرت خاتم صریح و مفهوم است
ندای حق می‌رسد ز خوشحالی / پس از ولای علی دین عشق مختوم است
اگرچه شادی عید غدیر بی حد است /دل از حوادث بعد از غدیر مغموم است

[ پنج شنبه 91/9/9 ] [ 4:44 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]
پیام غدیر را برسانیم
0
0
0
0
0
0
0
0
0
0
_._,___



--

 


[ پنج شنبه 91/9/9 ] [ 4:43 عصر ] [ مهران گلی ] [ دلگویه های شما () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

<

شهدا شرمنده ایم شهرستان بجنورد

کانون منجی

هئیت حسین جان

آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 242
بازدید دیروز: 335
کل بازدیدها: 2146510
Flag Counter